|
پزشکی انگلیسی ساکن بمبئی جهت درمان غده ای که بازوی یک مرد هندی را مبتلا کرده بود و میرفت که به جاهای دیگر بدن او نیز سرایت کند، مجبور شد که دست آن مرد را قطع کند. وی دست قطع شده او را در یک شیشه الکل قرار داده و به کلکسیون خود در خانه شخصی خودش اضافه کرد. در سال 1892 اتش سوزی بزرگی شهر بمبئی را ویران کرد و از جمله خانهای آتش گرفته خانه دکتر بود و اکثر کلکسیون وی نابود شد که دست مرد هندو نیز از این جمله بود.هنگامی که دکتر به زمان بازنشستگی خود رسید با پارهای از نسوج انسانی خود که از گزند اتش در امان مانده بودند، به انگلستان رفت. از ان پس این پزشک و همسرش هر شب توسط شبحی که دست راستش بریده شده بود از خواب بیدار میشدند. این شبح مرد هندو بود. شبح میگفت که او مرده است و امده است تا دستش را پس بگیرد. او میگفت که دستش برای اینکه بدنش را کامل کند و دوره زندگی برون جسمیش را کامل کند احتیاج دارد. این ماجرا تا 4 سال ادامه داشت. روح هر شب ظاهر شده و همین حرفها را بیان میکرد و گاها در میان شیشه های بافت انسانی به دنبال دست گم شده اش میگشت. + نوشته شده در توسط مهدی.ن.پ.د
|
| |||||