تبليغاتX
سرگرمی-داستان - زندگی دوباره

سرگرمی-داستان

تویاش دختر یک خانواده فقیر هندی است . خانواده او حتی دهلی پایتخت هند را ندیده اند. تویاش تا 9 سالگی هیچ مشکلی ندارد او هم مثل تمام دختران روستایشان بازی میکند . یا به مادرش کمک میکند . اما یکروز هنگامی که از خواب بلند میشود  . حرفهای میزند که خانواده اش تعجب میکنند او از خانواده ای حرف میزند که در لیورپول انگلیستان است او میگوید پدر و مادرش در ان شهر هستن. انروز خانواده به او میخندد  اما دختر دائم گریه میکند و پدر و مادر خود را میخواهد . . او را کتک میزنند . و بعد از مدتی به خیال اینکه جن زده شده او را پیش طبیب روستا میبرند . اما دعاهای طبیب نه تنها اثر ندارد بلکه حال دخترک خراب و خرابتر میشود . انها مجبور میشوند توباش را به شهر ببرند تا یک روانپزشک او را ببیند . در بیمارستان دکتر از دوست خود که یک پزشک انگلیسی است میخواهد تا دخترک را معاینه کند . هنگام معاینه پزشک انگلیسی بسیار تعجب میکند . چگونه دختر بچه ای که برای اولین بار به شهر امده انقدر دقیق نام محله های لیورپول را میداند . عاقبت مجبور میشود ماجرا را برای سفیر انگلیس در هند بگوید با تعقیقات سفارت مشخص میشود . خانواده ای را که دخترک در انگلیس نام میبرد وجود دارد . او حتا نام برادر . همسایگان و بستگان خود را در لیورپول کاملا دقیق گفته انها متقاعد میشوند تا او را به انگلیستان ببرندو برای اطمینان افراد نامبرده را با چند نفر دیگر نزد دختر میاورند . او پدر و مادر انگلیسی  خود را شناسایی . برادران خود را به اسم صدا میزند . تعجب بر تمام مردمان انگلیس سایه می افکند . چگونه ممکن است..؟ اما چیزی که قدرت تفکر را از انها گرفته بود . حکایت غریبی بود  ان خانواده 9 سال پیش دخترشان امیلی را بخاطره بیماری از دست داده بودن . ایا ممکن است روح امیلی دوباره در وجود دختری دیگر بدنیا بیاید...؟    (مدرک :  شما اگر از یک انگلیسی که 50 یا 60 سال داشته باشد بپرسید این داستان را با اب وتاب برایتان میگوید ) تمام روزنامه های انگلیسی  9/2/1965

+ نوشته شده در توسط مهدی.ن.پ.د


X


صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

87/02/22 - 87/02/31

87/02/05 - 87/02/21
87/02/01 - 87/02/07



    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin