1- نامم را پدرم انتخاب کرد
نام فامیلم را یکی از اجدادم...
دیگر بس است !
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد....
۲- در نهان به آنانی دل میبندیم كه دوستمان ندارند...و در اشكارا از آنانی كه دوستمان دارند غافلیم...شاید این است دلیل تنهایی ما...
نوشته شده توسط مهدی.ن.پ.د در ساعت موضوع | لینک ثابت
من نمی دانم پدر بزرگم كه بوده، اما به این نكته بیشتر اهمیت می دهم كه بدانم نواده او چه كسی خواهد شد." آبراهام لینكلن"
نوشته شده توسط مهدی.ن.پ.د در ساعت موضوع | لینک ثابت
یادمان باشداگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نكنیم....
پر پروانه شكستن هنر انسان نیست
گر شكستیم ز غفلت من و مایی نكنیم...
یادمان باشد سر سجاده عشق
جز برای دل محبوب دعایی نكنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نكنیم....
نوشته شده توسط مهدی.ن.پ.د در ساعت موضوع | لینک ثابت
ضمن سلام و تبریك میلاد حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و امام صادق (علیه السلام) روزی حضرت موسی ( علیه السلام ) در كوه طور ، به هنگام مناجات عرض كرد : ای پروردگار جهانیان !
جواب آمد : لبیك!
سپس عرض كرد : ای پروردگار اطاعت كنندگان!
جواب آمد :لبیك!
سپس عرض كرد :ای پروردگار گناه كاران !
موسی علیه السلام شنید :لبیك، لبیك ، لبیك!
حضرت گفت : خدایا به بهترین اسمی صدایت زدم ، یكبار جواب دادی ؛ اما تا گفتم : ای خدای گناهكاران ، سه مرتبه جواب دادی ؟
خداوند فرمود : ای موسی ! عارفان به معرفت خود و نیكوكاران به كار خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند ؛ اما گناهكاران جز به فضل من پناهی ندارند . اگر من هم آنها را از درگاه خود ناامبد گردانم به درگاه چه كسی پناهنده شوند ( قصص التوابین ، ص 198)
ماهم دستان خود را به نشانه دعا بالا می بریم و می گوئیم ای خدای گناهكاران به احترام این روزها كه ایام ولادت فرستاده ات حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله) و حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد از گناهان ما درگذر و در ظهور آقا و مولامون امام زمان ( روحی له الفداه ) تعجیل بفرما
التماس دعا

باتشکر فراوان از: سخن آشنا
نوشته شده توسط مهدی.ن.پ.د در ساعت موضوع | لینک ثابت
5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..
6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .
7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!![]()
8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…
9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)
10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .![]()
11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .![]()
12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )
1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .![]()
2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!
3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!
4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.![]()
5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.
6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.
7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. 
8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.
9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)
10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!
2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.![]()
5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط مهدی.ن.پ.د در ساعت موضوع | لینک ثابت
* شـاید بـرای شـما اتفاق افتاده باشد که دوستتان را دیده باشید که پیراهنی صورتی به تن کرده و توسط اطرافیان مورد تحسـین، تـمجـید و تـوجه فـراوان قـرار گرفته باشد. شما نیز به تبـع او تصـمیـم گرفتـیـد کـه پیراهنی به همان رنگ تهیـه کـرده و بـر تن کنید. اما بعد از اینکار مورد تمسخر و ریشخـنـد دیـگــران قــرارگرفته و همان نگاههای پیشین نیز از شما برگردانـده شـد و در نتیجه آنها را از تن درآورده و لباسهای مشکی، آبی و خاکستری قبلی خود را پوشیدید. اگر می خواهید بدانید که چرا آن پیراهن صورتی مناسب شمـا نبود و چرا این به آن معنا نـیست که دیـگر نـباید لـباسهای رنـگی بپوشید، به ادامـه مقاله توجه کنید. رنـگ پوست شـما چه تیره باشد،چه روشن وچه درمیان این دو،میتوانید رنگی مناسب برای لباس خود انتخاب نمایید.
نوشته شده توسط مهدی.ن.پ.د در ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
هواپیماهای رادار گریز(Hidden Fighter)
سرو غذا در خطوط هوایی كشورهای مختلف
عکس های جالب و دیدنی از حوادث
تیپی Tippy دختر عجیب...
هرکول 17 ساله !
ثصاویری از اولین ابتکارات بدنسازی...
روش های لاغر شدن
همسر مناسب شما چه شخصیتی باید داشته باشد؟ (شخصیت شناسی)
رسم وحشتناک چینیها برای زنان!! (+عکس)
زنی که 60 سال باردار بود، بچهای سنگی به دنیا آورد!! (+عكس)
درباره وبلاگ

سلام به همه خوانندگان عزیز...
امیدوارم این ویلاگ و مطالبش مورد توجه و استقبال همه شما عزیزان قرار بگیرد...
در مورد تبادل لینک هم باید به عرض برسانم که اگر مایل به تبادل لینک هستید این وبلاگ را با اسم"سرگرمی-داستان" لینک کرده و بعد اسم دلخواه خود را برای لینک شدن در این وبلاگ به من اطلاع دهید...
شادی شما آرزوی ماست!
شاد باشید...!
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY